مرض خر
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 14:23
مریضی خیلی خره . امروز رفتم دکتر دیدتم گفت فشارم پایینه نزنم پنی سیلین رو ولی آزیترومایسین رو بخورم تا تهش. الان تو سرم احساس سبکی می کنم وپیشونیم سرده... کاش می شد به مدت دو روز برم رو استندبای! من مامانمو می خوام... نه هیچم نمی خوام! فقط خوب شم بتونم بخونم
تخیل
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 9:53
خب... دیشب خوابیدم به نیت بیدار نشدن.ولی بیدار شدم.یه فصل و نیم داستان خوندم سه فصل هم درس. هنوز یه چیزایی هست برای لذت بردن .مثل داستان خوندن و چوب شور خوردن و چای! دهنم مزه خون می ده و هی ترش می کنم.خب طبیعیه وقتی مجالی نیس مثل
شهید راه علم
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 9:53
موقعیت تشک من هرشب جوریه که بالا سرم یه قفسه موقت کتابای سنگین زبان شناسیه.حتی یکیش سقوط کنه روم قطع نخاع میشم یا ضربه مغزی و تشریف می برم کما از بس سنگینن اینا.سعادتم نداریم شهید راه علم شیم!والا!
عینک خر است.
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 9:53
ساعا ۵:۳۹ بامدادجز من چه کسی بیداره انصافا ؟اونم بیداربی و داستان خوندن!!!!خخخخخچه آرامشیه.... همه خوابن من دارم داستان می خونم.... بعدش می خوام درس بخونم یه کم.امروز بالاخره می رم عینک سفارش بدم کوووور شدم با اینکه فقط ۲۵ صدمه . ولی خب آستیگماته نمره مثبت نیس .عینک خر است.
روز پیچیده ی پیچیده
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 9:53
دیشب عمه م اینا کماندویی ریختن اینجا.غذا هم که نداشتیم بابام پاشد قاتق اشکنه درست کرد.یه یه غذای محلیه که پیاز داغ می کنن سیب زمینی خرد می کنن توش آب و ماستو میریزن سرش با فلفل زردچوبه؛میزان آب بستن سرش بستگی داره به
خستهههه
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 9:53
گلوم داره می ترکه مجبور شدم زودتر از موعد از کتابخونه بیام و در جوار سایه ی نکبت بخوابم تو صندوقخونه.در واقع زنیکه گوه می خوره بهم چیزی بگه .گوه خورد بچه ش رو طوری تربیت کرد که بهش وابسته باشه. من تو سری خور اون نیستم .کیسه بوکسش
سوتیای زیبای من
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 9:53
تو هلال یه آقای کم سن و سالی هست که پزشکه و غیر از پزشک بودنش مغز متفکر هلال احمره.یه حس شوخ طبعی خاصی داره و یه کم هم بی پرده حرف می زنه یعنی کسی یه کم مذهبی باشه این پسرو حراستی می کنه. نمونه ش چند روز پیش زدم میگم سلام میگه سلا
استرپتوکوک احمق!
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 9:53
به دکتر م پیام دادم گفتم حاجی گلوم اینجوریه خودت بودی چی تجویز می کردی ؟گفت سه تا سفتریاکسون .از اونجایی که م به سر به سر گذاشتن خیلی علاقه داره پرسیدم جدی میگی یا شوخی؟گفت کاملا جدی .ترجیحا محلول در سرم.من از دیشب تپش قلب و عزا گرفتم واسه دکتر رفتن.... بازم سرم خوبه بهتر از تزریق مستقیمه...استرپتوک...
اطلاعیه
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 9:53
به زودی گزارش دکتر رفتنم اینجا نصب خواهد شد.الان فشارم پایینه حوصله ندارم.
نسیم ناخوش
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 9:53
قرار بود عصر بیام ولی دیر شد.حالم زیاد خوب نیست .دیشب کلی تب داشتم خودم حرارت رو از پوستم که حالت خمیری داشت احساس می کردم.صبح ساعت ۸ به پیام استادم جواب دادم بهشون گفتم سلام کتاب خوبین؟به جای این که بگم سلام استاد خوبین گفتم سلام
گریخته
-
تاریخ: 1395/12/12 ساعت: 9:43
که رنگ عافیت از او گریخته.....
زجرکش می شویم اما نمی میریم
-
تاریخ: 1395/12/12 ساعت: 9:43
یکی منو جمع کنه دوروزه فشارم پایینه.
زندگی سلام.... فشار بالانیامدنده سلام تر !
-
تاریخ: 1395/12/12 ساعت: 9:43
دیشب هم فشارم پایین بود هم نمی دونم چجوری بود که سیلی از افکار متفاوت اومده بود تو مغزم .از اون افکار استرس زا.از اون ور هم از گروه تلگرامی مترجما یه آقایی که خودش رو هیئت علمی دانشگاه بروجرد معرفی کرده بود و به گفته خودش تمام مقاطعش رو تهران خونده بود اومد باهام "خراب چت" . هی هم می گفت منو کنارت ...
تخفیف ترجمه و تایپ!
-
تاریخ: 1395/12/12 ساعت: 9:43
برای سفارش آنلاین تایپ، ترجمه، تحقیق و چاپ کتاب در تمامی رشته ها با کمترین هزینه های ممکن در سایت زیر ثبت نام کنید و از کد معرف ۷۴۷۴۵ موقع ثبت نام استفاده نمایید تا تخفیف بگیرید. www.irantypist.com
مسئله این است...
-
تاریخ: 1395/12/12 ساعت: 9:43
لاشی ها جذابند یا جذاب ها لاشی؟مسئله این است...یکی از پسرهای تیم واکنش سریع کشور هست که خیلی جذابه.البته ملاک های جذابیت بین دخترا متفاوته ؛ آقای ب. خیلی خاکی و با مرامه و همچنین ساده ؛ هی به پی وی دخترای هلال می ره و حرف می زنه و سوال می پرسه و دنبال زن می گرده ! نمی دونم جدی دنبال زن می گرده یا نه...
:|
-
تاریخ: 1395/11/13 ساعت: 12:43
مادربزرگه برگشته می گه هلال احمر فکر کردن بازیه اینا که چیزی حالیشون نیس میرن وایمیستن یه گوشه .گفتم باشه می سپرم تو گیرافتادی هلال احمریا بهت دست نزنن چون بلد نیستن تو خودت نجات بده خودتو.اعصابم خرد شد.کاش اونجا بودم کمک می کردم....
پلاسکو
-
تاریخ: 1395/11/13 ساعت: 12:43
نمی تونم آروم شم.دوست دارم بمیرم.چرا دولت برای ملت اهمیت قائل نیست؟اصن مگه بدون ملت ،دولت می تونه ادامه حیات بده؟نسل کشی تا کجا؟فاجعه منا....سینما رکس....الانم پلاسکو!چرا منو یاد یازده سپتامبر انداخت پلاسکو؟؟
شکر
-
تاریخ: 1395/11/13 ساعت: 12:43
دوستامون سالم از عملیات برگشتن ولی با روح خسته... ❤
عجب!
-
تاریخ: 1395/11/13 ساعت: 12:43
هیچ چنلی حاضر نشد منتشرش کنه از چنلای رسمی!فقط یه چنل ضد انقلاب گذاشت!رحلت جانگداز آتش نشانان عزیز را به عموم ایرانیان به خصوص خانواده محترم ایشان تسلیت عرض می کنم.به امید روزی که دولت بفهمد ادامه حیات بدون حضور ملت میسر نیست و در این حادثه نیاز به تجهیزات بود نه رشادت... گیرم که به خانواده هاشان مس...
شلوار تننننگگگگ
-
تاریخ: 1395/11/13 ساعت: 12:43
عمه م یه شلوار استرچ تنگ برام گرفته می گم اینو الان بیرون بپوشم میگه مگه چیه من اینو مطب می پوشم!لااااابد دیگه!استخفرواللللله!