تو هلال یه آقای کم سن و سالی هست که پزشکه و غیر از پزشک بودنش مغز متفکر هلال احمره.یه حس شوخ طبعی خاصی داره و یه کم هم بی پرده حرف می زنه یعنی کسی یه کم مذهبی باشه این پسرو حراستی می کنه. نمونه ش چند روز پیش زدم میگم سلام میگه سلام خوبی می گم ممنون تو دردسر افتادم برگشتنه گذاشت نه برداشت گفت چیه بارداری؟و بنده یه مرض کش دار تحویلش دادمجلوی خنده م رو نشد بگیرم خدا وکیلی. در دنیا کلا مشکلی وجود نداره که دکتر م نتونه حل کنه . دوسش دارم بچه خوبیه.روز معاینه برای تشکیل پرونده سلامت بنا بود این پزشکمون باشه ولی دیر اومد یه پزشک دیگه ما رو معاینه کرد بنده خدا سرسام گرفته بود از بس شلوغ کردیم.در این حد بگم که از راه رسید من در حالت بالانس رو دستام وایساده بودم موقع لندینگ من رسید بهناز هم در حال آرایش .کلا هلال احمر جمع کولی ها و خاکی ها و ک...خل هاس .دوس دارم این فضا رو .بهم هویت و دلیل برای زندگی می ده.یه چیزی که جالبه ما هی سوتی هامون برای دکتر م میره.هم من هم زهرا.یه بار زهرا از عضو جنسی نداشته مایه گذاشت به سمیه پیام داد فلانم دهنت حالشو ببرم (خیلی ببخشید)و این پیام اشتباهی رفت برای م که از قضا فامیل دور زهرا ایناس. م هم نه گذاشته نه برداشته پیام داده :"مگه داری؟؟" حالا سوتی من انقدر داغون نبود من اشتباهی عکس جوجه هام رو براش فرستاده بودم در حالی که دستم بی آستین معلوم بود.یعنی اگه زن م عکسو می دید م بدبخت به چیز می رفت.اونم به چیز عظمی! باز یه بار دیگه هم من یه سوتی دادم شانس خر من رفت برای م ! زهرا برگشت گفت فلانم دهنت منم گفتم اونو بذار فلان دشمنا هی از عضو نداشته مایه نذار. بعد ده دقیقه پیام اومد :"چرا؟؟؟؟" فقط در جواب تونستم بنویسم خدا مرگم بده.م مرده بود از خنده من وحشت کرده بودم از این که فردا قراره واسه معاینه با این چشم تو چشم بشم! من نمی دونم چرا هیچ وقت سوتی نمی دم ولی سوتیام باید برای این بره؟؟خخخ دیگه خیلی بیشتر دقت می کنم حالا م غریبه نیس ولی اگه یه درصد زنش پیاما رو ببینه به چیز می ره آقای م . دقت می کنم دقت. خدا رو شکر دیگه سوتی ندادم.
یکی از بدترین سوتی هام هم اونی بود که دستم خورد استیکر جن....ده برای استادمون که خانم بود رفت. من دارم حرص می خورم اون داره می خنده .پشت سر هم غلط کردم و گوه خوردمی بود که می نوشتم برای استادمون. بنده خدا گفت اشکالی نداره به قول کلاه قرمزی اکشالی نداره اشتباه انگشته دیگه.... تا سوتی های دیگه خدا نگهدار!
+خیلی تابلوس تب دارم چرت و پرت می نویسم یا خودم بگم؟شانس من دکتر ج که می رم پیشش روزای فرد هست امروز دیر جنبیدم.نمی خوام کسی بفهمه مریض شدم.
برچسب:
نویسنده: سینا رضوانی