امروز مسابقه چادرزنی داریم مال ستادبحرانه . دعا کنین برنده شیم می ریم کشوری .عجالتا من دارم می میرم دیشب چنان تب کردم و ناخودآگاهم بلندبلندهذیون می گفت خودم خنده م گرفت.خواب دیدم رفتیم یه پیستی اسب کرایه کنیم با مادرم ،سوار شدیم دیدم زیر پای مادرم یه پرنده ی غول پیکره نگاه کردم دیدم زیر پای منم ازوناس تازه بالم داره. پرهاش خاکستری بود نوکشم سیاه بود خیلی ملوس و خوش اخلاق بود کلی نازش کردم.باهم رفتیم راهمون جدا شد از مادرم یه جا بود خیلی طبیعت قشنگی بود از پرنده اسمشو پرسیدم گفت اسمم "صفه"س . با این خواب دیدنم.با این نوناشون!ولی خیلی پرنده نازی بود.
برچسب: پرنده ناز,
نویسنده: سینا رضوانی
تاريخ: سه
شنبه
23 آذر
1395 ساعت: 4:06